X
تبلیغات
گالری عکس با حال ودیدنی+18 - امام مهدی- ظهور شعر - حافظ- مهدویت

گالری عکس با حال ودیدنی+18

امام مهدی- ظهور شعر - حافظ- مهدویت

حافظ و مهدویت

مهدویت و نوید ظهور مصلح غیبی در اسلام بسیار قدیمی و ریشه‏دار است، لیكن نباید غافل بود كه این امر اختصاص به شیعیان ندارد، بلكه این اعتقاد در میان عامه مسلمین وجود دارد و همچنین ادیان دیگر نیز ظهور آن حضرت را قطعی می‏دانند، ولی هركدام، از این منجی، به‏گونه‏ای تعبیر كرده‏اند. حافظ درباره غیبت آن حضرت می‏گوید:

تا نیست غیبتی نبود لذت حضور ازدست غیبت تو شكایت نمی‏كنم

یا در جای دیگر:

ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت   جانم بسوختی و به دل دوست دارمت

امام رضا، علیه‏السلام، درباره غیبت آن حضرت چنین می‏فرماید:

چهارمین فرزند من، خداوند او را در پشت پرده غیبت پنهان می‏سازد. تا وقتی كه خود می‏خواهد

عارف نامی حافظ شیراز كه به زیارت جان باهرالنور امام زمان، عجّل‏اللّه‏تعالی‏فرجه، تشرّف حاصل كرده است، شرایط زیارت حجت عصر را چنین وصف می‏كند:

در خرابات مغان نور خدا می‌بینم   این عجب بین که چه نوری ز کجا می‌بینم

جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که تو   خانه می‌بینی و من خانه خدا می‌بینم

خواهم از زلف بتان نافه گشایی کردن   فکر دور است همانا که خطا می‌بینم

استاد علی دوانی در كتاب شوق مهدی مطلبی را درمورد حافظ و حضرت مهدی آورده است:

در اشعار هیچ یك از شاعران بزرگ غیر از حافظ نمی‏بینیم كه تا این حد ابیاتی مناسب با اعتقاد شیعیان درباره امام زمان، علیه‏السلام، آمده باشد و تقریبا كمتر غزلی است كه بیتی یا ابیاتی از آن مناسب با وصف‏حال امام غایب ازنظر نباشد.

لسان‏الغیب در غزلهای شورانگیز خود بارها سروده است:

روی بنما و وجود خودم از یاد ببر   خرمن سوختگان را همه‏گو باد ببر

اشكم احرام طواف حرمت می‏بندد   گرچه از خون دل ریش دمی طاهر نیست

عمریست تا به راه غمت رو نهاده‏ایم   روی و ریای خلق به‏یك سو نهاده‏ایم

ای خرّم از فروغ رخت لاله‏زار عمر   بازآ كه ریخت بی‏گل رویت بهار عمر

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی   دل بی‏تو به‏جان آمد وقت است كه بازآیی

بنمای رخ كه خلقی واله شوند و حیران   بگشای لب كه فریاد از مرد و زن برآید

از اینها جالبتر اینكه حافظ نام «مهدی» را صریحا آورده و از ظهور و نابودی «دجّال» ـ مظهر ریا و تزویر و بدی و پلیدی ـ سخن گفته است:

كجاست صوفی دجّال چشم ملحد شكل   بگو بسوز كه «مهدی» دین پناه رسید!

شباهت حضرت مهدی به‏پیامبران الهی درشعر حافظ

در حضرت نشانه‏هایی از پیامبران الهی وجود دارد كه به احادیثی در این رابطه اشاره می‏كنیم:

مهدی قائم از نسل علی‏بن ابیطالب، علیه‏السلام، است كه در اخلاق و اوصاف، شكل و سیما، شكوه و هیبت چون عیسی‏بن مریم است. خداوند به همه پیامبران هرچه داده، به او نیز داده، با اضافاتی

همچنین در روایت دیگری از كتاب اثبات‏الرجعة فضل‏بن شاذان از امام صادق، علیه‏السلام، آورده است:

هیچ معجزه‏ای از معجزات انبیأ و اوصیا نیست مگر اینكه خداوند تبارك و تعالی مثل آن را به‏دست قائم، علیه‏السلام، ظاهر می‏گرداند تا بر دشمنان اتمام حجت كند

و در حدیث دیگری امام صادق، علیه‏السلام، می‏فرمایند:

و در آن هنگام كه آقای ما قائم، علیه‏السلام، به خانه خدا تكیه زده می‏گوید: ای مردم هركس می‏خواهد آدم و شیث را ببیند، بداند كه من آدم و شیث هستم و هركس می‏خواهد نوح و فرزندش سام را ببیند، بداند كه من نوح و سامم و هركس كه می‏خواهد ابراهیم و اسماعیل را ببیند، بداند كه من همان ابراهیم و اسماعیل می‏باشم، و هركس می‏خواهد موسی و یوشع را ببیند، من همان موسی و یوشع هستم، و هركس می‏خواهد عیسی و شمعون را ببیند من همان عیسی و شمعون هستم و هركس می‏خواهد محمد، صلّی‏اللّه‏علیه‏وآله، و علی، علیه‏السلام، را ببیند من همان محمد و امیرالمؤمنین، علیهماالسلام، هستم و هركس می‏خواهد حسن و حسین را ببیند من همان حسن و حسینم و هر كس می‏خواهد امامان از ذریه حسین، علیه‏السلام، را ببیند بداند كه من همان ائمه اطهار هستم، دعوتم را بپذیرید و به‏نزدم جمع شوید كه هرچه گفته‏اند و هرچه نگفته‏اند به‏شما خبر دهم

احادیث فوق دلالت دارد كه تمام صفات انبیا و ائمه، علیهم‏السلام، در وجود حضرت جمع است و چه خوش گفته‏اند: «آنچه خوبان همه دارند تو یكجا داری».

حافظ نیز این نكته را زیبا سروده:

حافظ مكن اندیشه كه آن یوسف مه‏روی   باز‌اید و از كعبه احزان به در آیی

یا:

گفتند خلایق كه تویی یوسف ثانی   چون نیك بدیدم به حقیقت به از آنی

 

برای آقا دعا کنیم

دلیل دعا كردن براى‏سلامتى‏امام عصر چیست؟ در حالى‏كه خداى‏منان اراده دارد ایشان زنده و سلامت بمانند، آیا اصلا امكان دارد آن وجود مبارك دچار كسالت شوند؟

* * * * * * * *

دعا از هر حیث مخصوصاً براى‏سلامتى‏امام زمان علیه السلام آثار و بركات فراوانى دارد كه برخى عبارتند از:

دعا نشان‏گر علاقه و محبت مسلمانان به ایشان است.

اگر چه دوستى‏تمام ائمه معصومین‏علیهم‏السلام بخشى‏از ایمان و شرط قبولى‏اعمال است، در عین حال دعا كردن در حق امام زمان علیه السلام موجب ازدیاد محبت آن حضرت در دل و در نتیجه موجب تقویت ایمان مى‏گردد.

دعا اظهار تجدید عهد و پیمان با آن حضرت است و محتواى‏پیمان با آن حضرت را دین دارى، شریعت محورى‏و تصمیم قلبى‏بر اطاعت امر امام‏علیه‏السلام و یارى‏رساندن او با نثار جان و مال تشكیل مى‏دهد.

تجدید بیعت با آن حضرت علیه‏السلام كارى است كه بعد از هر نماز از نمازهاى پنجگانه یا در هر روز و یا در هر جمعه انجام آن مستحب است. هر روز بعد از نماز صبح، دعاهایى‏كه مربوط به وجود مبارك امام عصر علیه السلام است، خوانده شود، بسیار مفید و مؤثر خواهد بود.

دعاى‏شریف «اللهم بلغ مولاى‏صاحب الزمان صلوات الله علیه عن جمیع المؤمنین...» و نیز «دعاى‏عهد» شاهدى‏ براى‏این سخن است.

دعا سبب زنده نگه داشتن یاد امام غایب در دل منتظران مى‏گردد. یاد امام زمان علیه السلام توجه به ارزش هاى‏ دین و اصول اخلاقى را در دل‏ها زنده مى‏كند و غفلت از یاد امام، یكى‏از دلایل عمده پژمردگى‏و سستى‏ارزش هاى الهى ‏و انسانى ‏در جوامع اسلامى است.

دلت گر كه یك لحظه غافل نشیند                خدنگ بلا بر دل دل نشیند

ممكن است ایشان نیز مریض شوند و دچار كسالت گردند و از این نظر دعاى‏ما براى‏سلامتى‏حضرت و حفظ ایشان از این آفات و حوادث، بدون شك در سلامتى ‏وجود آن عزیز عالم وجود و آخرین دُرّ صدف امامت و ولایت، مؤثر و مفید است.

كسى‏كه سلامتى‏امام زمانش برایش مهم است، مسلما آزردن آن حضرت برایش سخت است؛ در نتیجه دعا براى‏سلامتى‏ آن حضرت، انسان را به انجام كارهایى‏ وامى‏دارد كه موجب خشنودى‏آن حضرت و در نتیجه سبب رسیدن به مقام رضوان الهى‏مى‏گردد.

دعا بسیار مؤثر است و موجب فرج آن حضرت و نیز فرج و گشایش در زندگى‏مؤمنان مى‏شود.

دعا موجب قرب الهى‏است. مثلا زیارت آل یاسین كه از جهات مختلف محتوایى عمیق دارد، بسیار مورد تأكید و سفارش قرار گرفته است. این زیارت از ابتدا تا انتها، دعاى براى سلامتى، تندرستى و بهروزى امام زمان علیه السلام است؛ «السلام علیك یا خلیفه الله و ناصر حقه... السلام علیك حین تصبح و تمسى، السلام علیك فى‏الیل اذا یغشى‏و النهار اذا تجلى... السلام علیك بجوامع السلام...؛ سلام بر تو اى جانشین خدا و یارى كننده حق... درود و سلام بر تو هنگامى كه صبح و شام كنى، درود و تهیت الهى‏بر تو در شب كه همه جا را فراگیرد و در روز، در وقتى‏كه نور دهد (یعنى‏سلام بر تو در هر صبح و شام)...، درود بر تو درودى‏همه جانبه...».در دعاى بعد از این زیارت نیز معانى بلندى نهفته است؛ مانند: خدایا امام زمان علیه السلام را از شر هر متجاوز و سركشى‏و از شر همه خلق خود پناه ده و او را از حوادث یومیه، از پیش رو و از پشت سر و از طرف چپ، حفظ و نگه‏دارى‏كن و از این كه آسیب و گزندى به او برسد، جلوگیرى‏كن و در خصوص او، رسولت و خاندان رسولت را حفظ نما و به دست مباركش عدل و داد را پدیدار نما!

«اللهم اعذه من شر كل باغ و طاغ و من شر جمیع خلقك و احفظه من بین یدیه و من خلقه و عن یمینه و عن شماله و احرسه و امنعه من ان یوصل الیه بسوء واحفظ فیه رسولك و آل رسولك واظهر به العدل...»

دعا كردن براى‏سلامتى‏و فرج آن حضرت، اطاعت از امر خداوند و نیز اهل بیت پیامبر اكرم‏صلى الله علیه و آله است.

آخرین نكته این است كه هر چند طبق وعده الهى‏حضرت زنده و باقى‏هستند تا زمانى‏كه پرچم توحید و عدل را در همه جهان به اهتزاز درآورند، ولى‏بالاخره بشر هستند و در معرض آفات جسمانى‏و بلاهاى طبیعى و ممكن است مریض شوند و دچار كسالت گردند و از این نظر دعاى‏ما براى‏سلامتى‏حضرت و حفظ ایشان از این آفات و حوادث، بدون شك در سلامتى‏وجود آن عزیز عالم وجود و آخرین دُرّ صدف امامت و ولایت، مؤثر و مفید است

 

 

از سامرا تا سهله

 

بسیارى دوست دارند بدانند امام در كجا زندگى مى‏كند.

براى روشن شدن این پرسش باید محل سكونت امام زمان - علیه السلام - در چهار دوران به اختصار بررسى شود:

1 . دوران پدر

بدون شك محل ولادت امام مهدى - علیه السلام - شهر سامرا است . او پس از ولادت تا هنگام شهادت امام حسن عسكرى - علیه السلام - در سامرا و نزد پدرش مى‏زیست . حكیمه خاتون، دختر امام جواد - علیه السلام - بارها امام عصر - عج الله فرجه الشریف - را در خانه امام عسكرى - علیه السلام - مشاهده كرد . برخى از یاران امام مانند احمد بن اسحاق نیز وى را همان جا دیده‏اند . امام در یكى از ملاقات‏هایش با ابن اسحاق از جاى برخاست; وارد حجره شد و در حالى كه فرزندش را بر شانه قرار داده بود، بیرون آمد .

روزى یعقوب بن منقوش پرسید: مولاى من، چه كسى امام است؟ فرمود: پرده را كنار بزن . . . او چنان كرد امام عصر - عج الله فرجه الشریف - را دید . مهدى - علیه السلام - از پس پرده برون آمد و بر زانوى پدر نشست .

امام عسگرى، در دقایق پایانى عمر، به عقید خادم فرمود: وارد اتاق شو و كودكى كه در حال سجده است، نزد من آور . . . . این روایات گواهى مى‏دهد امام مهدى - عج الله فرجه الشریف - در حال حیات پدر در شهر سامرا و در خانه وى زندگى مى‏كرد; اگر چه امام عسكرى او را از نظرها پنهان مى‏داشت .

بر اساس روایت امام صادق - علیه السلام - ، یكى از جاهایى كه امام عصر - عج الله فرجه الشریف - حضور مى‏یابد، صحراى عرفات در ایام حج است

2 . غیبت صغرا

امام، در دوران 74 ساله غیبت صغرا، احتمالا در عراق زندگى مى‏كرد; زیرا چهار نایب خاصى كه با وى رابطه مستقیم داشتند، در بغداد به سر مى‏بردند . آن‏ها نامه‏هاى مردم را به وى مى‏رساندند و پاسخ دریافت مى‏كردند . امام صادق - علیه السلام - مى‏فرماید: براى حضرت قائم دو غیبت است: یكى كوتاه و دیگرى طولانى . در غیبت اول، كسى جز خواص شیعیان وى، جایگاهش را نمى‏داند . به احتمال قوى نایبان خاص آن حضرت، مصداق خواص به شمار مى‏آمدند .

3 . غیبت كبرا

درباره محل اقامت امام در دوران غیبت كبرا نمى‏توان به طور دقیق به محلى خاص اشاره كرد . امام صادق - علیه السلام - به ابوبصیر فرمود: نیكوترین منزل مدینه است  علامه مجلسى نیز مى‏گوید: همین جمله دلالت مى‏كند آن حضرت غالبا در مدینه و اطراف آن به سر مى‏برد . امام باقر - علیه السلام - هم به كوه «ذى طوى‏» اشاره فرموده است; اما باید گفت هیچ كس به محل دقیق سكونت امام مهدى - علیه السلام - راه پیدا نمى‏كند; زیرا امام عصر به ابراهیم بن مهزیار فرمود: پدرم از من پیمان گرفته در سرزمینى پهناور و دوردست زندگى كنم تا از نیرنگ‏هاى گمراهان و متمردان امت تازه به دوران رسیده و گمراه، نهان و مصون باشم . این پیمان مرا بر فراز تپه‏هاى بلند و ریگزارها و سرزمین‏هاى مورد اطمینان افكنده است .

برخى احتمال مى‏دهند امام در یكى از جزایر دوردست كه با كشور مغرب چندان فاصله ندارد و به جزیره خضرا معروف است، به سر مى‏برد. گروهى نیز با منطبق دانستن اوصاف این جزیره با مثلث‏برمودا، آن مكان را محل سكونت امام زمان - عجل الله فرجه الشریف - مى‏دانند; زیرا به رغم تلاش‏هاى فراوان تا كنون كسى به كشف اسرار این مثلث توفیق نیافته است. بى‏تردید این نظر نادرست مى‏نماید .

به استناد برخى از روایات، امام عصر - عجل الله فرجه الشریف - در زمان غیبت كبرا در همه جا حضور مى‏یابد، و یوسف وار به طور ناشناس میان مردم رفت و آمد مى‏كند . هیچ كس وى را نمى‏شناسد تا وقتى خداوند به او اجازه دهد خود را معرفى كند; چنانچه به یوسف صدیق اجازه داد خود را به برادرانش بشناساند .

بر اساس روایت امام صادق - علیه السلام - ، یكى از جاهایى كه امام عصر - عج الله فرجه الشریف - حضور مى‏یابد، صحراى عرفات در ایام حج است .

عبید بن زراره گفت: از امام صادق - علیه السلام - چنین شنیدم: زمانى فرا رسد كه مردم امام خود را نبینند . او در روزهاى حج مردم را مى‏بیند ولى مردم او را نمى‏بینند .

محمد بن عثمان، یكى از نواب اربعه، نیز در این باره مى‏گوید: والله ان صاحب هذا الامر یحضر الموسم كل سنة فیرى الناس و یعرفهم و یرونه و لایعرفونه; به خدا سوگند، صاحب این امر همه ساله در مراسم حج‏حضور پیدا مى‏كند . مردم را مى‏بیند و مى‏شناسد; ولى مردم - با این‏كه او را مى‏بینند - نمى‏شناسند .

4 . عصر ظهور

امام زمان، هنگام ظهور در مسجد سهله  اقامت ‏خواهد كرد. ده‏ها هزار پیامبر در این مسجد نماز گزارده‏اند و محل سكونت‏ بزرگانى چون حضرت ابراهیم و ادریس و خضر بوده است. امام صادق - علیه السلام - به ابوبصیر فرمود: اى ابامحمد، گویا حضرت قائم را در مسجد سهله مى‏بینم كه با زن و فرزندانش در آن مستقر مى‏گردد.

به استناد برخى از روایات، امام عصر - عجل الله فرجه الشریف - در زمان غیبت كبرا در همه جا حضور مى‏یابد، و یوسف وار به طور ناشناس میان مردم رفت و آمد مى‏كند .

ابوبصیر پرسید:

آیا مسجد سهله خانه‏اش خواهد بود؟

حضرت فرمود: آرى، این مسجد منزل حضرت ادریس است. خداوند هیچ پیامبرى را برنینگیخت مگر آن كه در این مسجد نماز گزارد . هر كس در این مسجد بماند، مانند آن است كه در خیمه رسول خدا اقامت كرده است . هیچ مرد و زن مؤمنى نیست مگر آن كه دلش به سوى آن مسجد پر مى‏كشد . روز و شبى نیست مگر آن كه فرشتگان به این مسجد پناه مى‏برند و در آن به عبادت خداوند مى‏پردازند .

ناگفته نماند، هم اكنون در سه گوشه این مسجد سه مقام، با اعمال ویژه، واقع شده است . كه این مقام‏ها به حضرت ابراهیم و ادریس و خضر منسوبند.

 

 

تشرف یافتگان)

 

اشاره:

هزار جهد بكردم كه سر عشق بپوشم

نبود بر سر آتش میسرم كه نجوشم

به هوش بودم از اول كه دل به كس نسپارم

شمایل تو بدیدم نه عقل ماند و نه هوشم (سعدی)

آنان كه كمر همت بر بسته اند كه از قعر جان تا اوج جانان سفر كنند، چه راست گفته اند كه سالك را در این راه پر فراز و نشیب و سخت كرانه ناپدید، بی گذر از شاهراه ولایت و بی مدد از خضر راه، امید نجاتی نیست.

عارفان بالله و استوانه های اخلاق كه در طریق سلوك الی الله از خود رسته و به خالق پیوسته اند؛ این همه را وامدار عنایات و توجهات آن امام یگانه دانسته و می دانند. از این روست كه می كوشند تا هماره در مجرای فیض بخشی ولی اعظم خدا قرار گیرند.

حكایت اینان را با او چونان حكایت ذره و آفتاب است؛ ذره در روشنای آفتاب بالا می رود تا به وادی خورشید راه یابد.

این جماعت، محبت آن یار دلنواز را برای دیدار دلدار خویش بر گزیده اند. با وی آنچنان مانوسند كه گویی حضور و غیبت آن محبوب بی همتا نزدشان یكسان است. نشست و برخاستشان با اوست، دم زدنشان از اوست، تپیدن نبضشان برای اوست. عشق و عیششان یادكرد نام اوست، وام از دم مسیحایی او می گیرند، و راز از لب اهورایی او می جویند، مشكلات خویش را بر وی عرضه می دارند و ...

سرانجام اوست كه گره از كار فرو بسته شان می گشاید...

آری!حكایت این دلدادگی و دلبردگی بسی نكته آموز و شوق انگیز است. و در این میان، سهم شما كه قدم رنجه كرده‌اید و بر سر این پنجره پا نهاده اید. زرین برگهایی است از آن تشرفات روحانی و مشاهدات وجدانی كه به فضل خدا آهسته و پیوسته تقدیم حضورتان خواهد شد.

و اینك گزارشی دیگر از این بزم حضور، برای آنانكه نسخه شفابخش دلها و سرمه جلابخش دیده هاشان را در این محافل انس و قرب می جویند.

میرزا جواد آقا ملكی

هنوز مسجد بالاسر حضرت معصومه علیها السلام، یادآور حضور سبز آن عارف واصل و نمازهای عارفانه اوست؛ نمازی كه به حضور بزرگانی چون حضرت امام و آیت الله بهاءالدینی زینت می‌یافت. هنوز بیان قدسی و توصیه‌های اخلاقی آن رادمرد الهی در مدرسه فیضیه طنین افكن است. مجتهدی بصیر، عالم اخلاقی كامل و عارف و اصلی كه ارتباط وی با حضرت بقیة الله فراوان ملازمت داشت. با تقوا و ورع بسیار بود. او دایم الحضور بود و لحظه‌ای از یاد خدا بیرون نمی‌رفت. رادمردی كه قبر مطهر او در قبرستان شیخان قم محل استجابت دعا و زیارتگاه عام و خاص مردم است

حضرت آیت الله حاج سید جعفر شاهرودی اعلی الله مقامه می‌گوید:

« شبی در شاهرود خواب دیدم كه در صحرایی حضرت صاحب الامر (عج) با جماعتی تشریف دارند و گویا به نماز جماعت ایستاده اند. جلو رفتم كه جمالش را زیارت و دستش را بوسه زنم. چون نزدیك شدم شیخ بزرگواری را دیدم كه متصل به آن حضرت ایستاده و آثار جمال و وقار بزرگواری از سیمایش پیداست. چون بیدار شدم، در اطراف آن شیخ فكر كردم كه كیست كه تا این حد نزدیك به امام زمان (عج) است. از پی یافتن او به مشهد رفتم، نیافتم. به تهران آمدم، ندیدم. به قم مشرف شدم، او را در حجره‌ای از حجرات مدرسه فیضیه كه مشغول به تدریس بود، دیدم. پرسیدم كیست؟ گفتند: « عالم ربانی آقا حاج میرزا جواد آقا ملكی تبریزی است. » خدمتش مشرف شدم. تفقد بسیاری كردند و فرمود كی آمدی؟ گویا مرا دیده و شناخته و از قضیه آگاهند. پس ملازمش را اختیار نمودم و او را چنان یافتم كه دیده بودم و می‌خواستم 

چقدر چله نشینی؟... چهل... چهل... تا چند؟

چقدر جمعه گذشت و نیامدی، سوگند

*

به دانه دانه تسبیح مادرم، موعود!

که بی تو هیچ نیامد به دیدنم لبخند

که روزها همه مثل هم‌اند- سرد و سیاه-

غروب‌ها و سحرهاش خسته‌ام کردند

کشانده‌اند مرا روزها به تنهایی

گمان کنم که مرا منتظر نمی‌خواهند!

 

تو نیستی و جهانم پر از فراموشیست

جهان عاشقی‌ام را غروب‌ها آکند...

تو نیستی که قیامت کنی به آن قامت

تو نیستی که درختان به خویش می‌بالند!

تو نیستی و... چقدر از زمان من باقیست

چقدر بی تو بگویم غزل غزل، یکبند

به چشم‌های کسی احتیاج دارد که

زند به شاخه ادراک خاکی‌اش پیوند

به چشم‌های کسی که شبیه یک منجی

زلال، آبی، روشن- شبیه تو- باشند

*

چقدر چله نشینی؟ چقدر ندبه و اشک؟

چقدر بی تو سرودن قصیده‌های بلند؟

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:36  توسط ابراهیم  |